پیدایش اولین روستای سیتار : اهالی روستاهای سیتارها در زمانهای قدیم تقریبا 500 سال پیش جایی واقع در( شریشانی) واقع در 5 کیلومتری قسمت شرق شهر نگور محلی که تقاطع راه مالرو سیتارها به طرف سماچ و نگور می باشد سکونت داشتند . در آن زمان جمعیت اندکی در آن جا زندگی می کردند. که پس از مدتی به علت کمبود اب و چراگاه جای دیگر را برای زیستن انتخاب کردند که آن مکان در محدوده دیزی زمینی بنام راه سری امروزی میباشد .سپس از گذشت چند سال بنابه دلیل مشکلات کم آبی برای مصارف کشاورزی و کافی نبودن چراگاه برای دام جایی دیگر که روستاهای سیتار فعلی می باشد برای سکونت انتخاب کردند که دلیل انتخاب نمودن این مکان بدین جهت بوده که آب رودخانه کاجو از این ناحیه جاری شده و جای مناسبی برای کشاورزی و دامداری بوده مردم آن زمان این مکان را برای زندگی کردن مناسب دانستند . در ان زمان مردم فقیر و مستعضف بودند که مخارج زندگی خویش از راه دامداری و کشاورزی تامین می کردند .همان زمانی بوده که پدر بزرگ قدیمی آقای پیر محمد درقید حیات بودندکه محل سکونت وی روستای سیتار مولاداد واقع در منزل مسکونی آقای سلیمان بجارزهی بوده است بنابراین اولین روستا ی سیتار ها روستای سیتار مولاداد می باشد. پدر بزرگ پیر محمد فردی کشاورز و دامدار بوده در ان زمان حدود 350 سال پیش رود خانه باهوکلات از کنار زمین های کشاورزی بنام (دندار )جریان داشته است که عرض این رودخانه در آن زمان بیش از 10 متر نبوده و به علت گذشت زمان فرسایش زمین و بارندگی های طولانی مدت آب رودخانه کاجو از طریق رودخانه( گرگروک ) به رود خانه باهوکلات پیوسته و با توجه به اینکه بیشتر آب کاجو به طرف رودخانه باهوکلات جریان داشته جریان آب از ناحیه روستای های دلگانها ،سیتار ها ،سندها کم شده مردم کم کم مشکلات کم آبی را حس می کردند و مردم ناچارشده که اولین منبع آب که (اوتق ) نام دارد با همکاری یکدیگر با استفاده از دو جفت گاوه نر که مال محمد و حسن بوده اند درست کرده اند که ابعاد آن حدود 200 متر مربع به عمق 1 متر بیش نبوده حفر کرده اند.که بعد از دهه دوم انقلاب وبا کمک دولت با استفاه از دستگاه پیشرفته امروزی (تراکتور ) بازسازی کردند . پس از گذشت چند سال بارندگی به ندرت کم و سالها خشکسالی شده . در آن زمان مردم ناچار شدند به کشور پاکستان منطقه ای بنام( لس بیلو) با پای پیاده یا سوار بر شتر و الاغ به مسافت تقریبا 900 کیلومتر مهاجرت کنند چون ان منطقه سرسبز و آباد بوده مردم به مدت 6 الی 7 سال در آنجا زندگی کردند. بعد از مدتی خبر دار می شوند که سرزمین مادری ایران که محل زندگی انها بوده مجددا با لطف الهی و نزولات آسمانی سر سبز شده است و تصمیم گرفتند به ایران سفر کنند . که با این قافله که به کشور ایران برگشتند زنی دامداراز منطقه (هارو) به نام (داهی ) ایران امده وبا آقای پیر محمد .....ازدواج کرده و حاصل این ازدواج .....فرزند بنام های (روزی )،.......... (حسن پدر مراد،)(آچار ،) (محمد پدر محمود ، )(رحمی) بوده اند و پس از مدتی آقای پیر محمد فوت کرده . و بچه هایش یتیم شدند و آقای حسن سرپرستی روزی راقبول کرد.

